برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید: MahtabMusic@

دانلود آهنگ جدید | مه تاب موزیک

دانلود آهنگ جدید به همراه متن آهنگ ها، آهنگ پیشواز، دانلود آلبوم جدید

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
وبسایت دانلود و اطلاع رسانی مه تاب موزیک در ستاد ساماندهی اینترنتی ایران ثبت گردیده است و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.
جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵
دانلود آهنگ جدید مرتضی پاشایی به نام سه شنبه سرد
پخش آنلاین مرتضی پاشایی - سه شنبه سرد بازدید : 449 views مشاهده
00:00
00:00
دانلود آهنگ جدید بابک جهانبخش به نام روزهای ابری
بابک جهانبخش - روزهای ابری
دانلود آهنگ جدید محمد علیزاده به نام عشقم این روزا
محمد علیزاده - عشقم این روزا
دانلود آهنگ جدید محسن یگانه به نام وابستگی
محسن یگانه - وابستگی
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام غم
میثم ابراهیمی - غم
دانلود آهنگ جدید شادمهر عقیلی به نام تجربه کن
شادمهر عقیلی - تجربه کن
دانلود آهنگ جدید علی لهراسبی به نام قصه
علی لهراسبی - قصه اینه
دانلود آهنگ جدید حامد همایون به نام خدا همین حوالیه
حامد همایون - خدا همین حوالیه

عینک Alexina

عینک Alexina

عینک Alexina،عينك فوق العاده جديد با طراحي مدرن،فوق العاده شیک و جذاب،مخصوص شیک پوشان و مشکل پسندان ...،همراه کیف عینک و دستمال

دانلود آهنگ جدید علیرضا آذر و میلاد بابایی به نام اثر انگشت با دو کیفیت متفاوت

Download New Music By Alireza Azar Ft Milad Babaei Called Asare Angosht

تنظیم : میلاد بابایی و علی تیرداد

دانلود آهنگ جدید علیرضا آذر و میلاد بابایی به نام اثر انگشت

دانلود آهنگ اثر انگشت از علیرضا آذر و میلاد بابایی با لینک مستقیم کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ

برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

دانلود آهنگ جدید علیرضا آذر و میلاد بابایی به نام اثر انگشت


Lyrics Asare Angosht Alireza Azar Ft Milad Babaei

متن آهنگ اثر انگشت علیرضا آذر و میلاد بابایی


روز میلاد من است  آمدند دست کشند
به سر گوش عرق کرده دنیای خودم
قول دادم در این  شعر فقط من باشم
تا خودم با همه خود باشم تنهای خودم
♫♫♫♫
رد انگشتت و بر سینه سیب است هنوز
من غلط کرده و مغذوب خداوند شدم
بعد از آن هم تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدار تنه و جای کمربند شدم
شک نکن بی من از این ورته گذر خواهی کرد
ب نشانی که نمانده است بدنم فکر نکن
من که از من تو را دستور حقیقت گفتم
به مضامین مجازی تنم فکر نکن
باز با این همه هر وقت غمی شیهه کشید
من همین نبش کنار و چمنم فکر نکن
♫♫♫♫
قول دادم که در اندیشه خود حبس شوم
دل به بالا و بلندای خیالی ندهم
دوست دارم خودم پشت خودم باشم و بس
به تن هیچ عقابی پر و بالی ندهم
تو که رفتی پی تاب و تپش رود برو
به قدم های اسیر لجنم فکر نکن
من به دستان خودم گور خودم را کندم
به پذیرایی و دفن و کفنم فکر نکن
من محالم تو به ممکن شدنم فکر نکن
و به آلودگی پیرهنم فکر نکن
گرچه روح زخمیم و دست کج و تند زبان
به سر و صورت دست و دهنم فکر نکن
تو که ا ز منزل من  قلب تبر آوردی باز
هی به آیا بزنم یا نزنم فکر نکن
بخت نامرد بزن بد به دلت راه نده
به غمگینی زن و فرزندم فکر نکن
نفسی تازه کن اره بکش شاخه بریز
به غم جوجه کلاغی که منم فکر نکن
شک نکن بی من از این ورته گذر خواهی کرد
به نشانی که نماند از بدنم فکر نکن
من که از منطق دستور و حقیقت گفتم
به مضامین مجازی تنم فکر نکن
باز با این همه هر وقت غمی شیهه کشید
من همین نبش کنار و چمنم فکر نکن
یا که خاکی به سر آیینه فکر کنید
یا از اینجا به غبار سخنم فکر کنید
شانه بر شانه هم پشت به هم ساییدند
خرده  شن ها صف و صف پشت هم انبوه شدند
مثل واگیرترین حادثه دورم کردند
قطعه های بدنم بافتی از کوه شدند
قد کشیدند سر دوشم به لب ابر رسید
سر براوردم دیدم که چقدر الوندم
عهد کردم که اگر پای کسی فتحم کرد
قامتش را سر سبابه خود میبندم
عهد کردم  که اگر دست کسی لمسم کرد
کولی دشت شوم معرکه اغاز کنم
در دلم آهن تف دیده بسیاری است
وای از ان دم که بخواهم دهنی باز کنم
آنچنان مست کنم روح بچرخد در من
آنچان نعره زنم سقف زمین چاک شود
آنچنان شانه بلرزانم و هی هی کنم
که برای همه دشت خطرناک شود
این تهوع که مرا هست تو را خواهد کشت
آنچه من خورده ام از حد خودم بیشتر است
میرود بمب دلم فاجعه آغاز کند
هر کسی دورتراست عاقبت اندیش تر است
ناگهان شد که زمین نبض جنونش زد و بس
خونم از حلق به جوش آمد و نابود شدم
در جهانی که پر از فرضیه های شدن است
واقعا سوختم و باختم و دود شدم
آن که جان کند و خطر کرد و به بالا نرسید
آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد
آنکه از هیچ به تماشایی نرسید
کاش میامد از دور تماشا میکرد
زیر خاکسترم انگار دری باز شد و
ساقه سیب شدم حسرت حوا برخواست
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
گرد و خاک از لبه عِقد ثریا برخواست
شاخه در شاخه فریبم سبدی سیب بچین
دامنی از تب گندم ببر و نانش کن
با سکوتی که تو درای سر زا میمری
بغض اندوخته را لو بده عصیانش کن
شاخه هایم هوس پنجه چیدن دارد
من درختم تو به اندازه من انسانی
من اسیرم تو برو شاخ زمین را بشکن
گور بابای سر و این همه سرگردانی
منطقه جاذبه در فلسفه اش پنهان بود
تا که تقدیر به دستان من افتاد از دست
جذبه ذهن زمین زیر معما میماند
پاسخ از دامن من بود اگر کشفی هست
میوه از دامن من بود اگر روز هبوط
آدم از وسوسه افتاد زمین انسان شد
آه اگر سیب نبودش عشق چه باید میکرد
من رسیدم که دل از بند دلان اویز شد
رد انگشتت و بر سینه سیب است هنوز
من غلط کرده و مغذوب خداوند شدم
بعد از آن هم که تو با سنگ زدی شیشه شکست
من خریدار تن و جای کمربند شدم
رد انگشت خودت بود ولی ما خوردیم
شوکران از لب لیوان تو خوردن دارد
موج کف کرده و طوفانی و بی ماه و نگاه
دل به این ورته تاریک سپردن دارد
رد انگشت تو بر گودی فنجان من است
از کجا دست به اینده فالم بردی
همه دیدن که یک سیب معلق دارم
لعنتی پیش خودم زیر سوالم بردی
رد انگشت تو بر پیرهن پاره من
بر تنم جز اثر مرگ مگر چیزی هست
در لباسی که از این معرکه ها میگذرد
سایه بی سر و پایی ست اگر چیزی است
رد انگشت تو بر حلق من و حلق خودت
هر دو تامان سر کیفیم که مرگ امده است
کفن گرم به تن کن که در این قبر غریب
پیش پای من و تو باز تگرگ آمده است
♫♫♫♫
پشت یک میز خزیدیم که بازی بکنیم
رو به رو شدن با عشق جگر میخواهد
این قمار عاقبتش جان مرا میبازد
با تو سر شاخ شدن دست قدر میخواهد
زنده ام هر چه زدی تیغه به شریان نرسید
خیز بردار ببینم خطری هم داری
زخم از این تیر تبر تا که بخواهی خوردم
عشق من اره تند تیز تریم داری
تند و کندی همه مسئله این است فقط
خنجرت کُند و عجولی که رگی باز کنی
♫♫♫♫

تکست آهنگ علیرضا آذر و میلاد بابایی به نام اثر انگشت

♫♫♫♫
مثل پایان غم انگیزترین کرم جهان
سعی داری که پس از مرگ خود آغاز کنی
مثل گاوی که زمین خورد خودم را خوردم
تو در اندیشه آن پیله به خود چسبیدی
قصه از کوه به این گاو رسیده
تو بگو غیر پروانه شدن
خواب چه چیزی دیدی؟
♫♫♫♫
پای در کفش جهان رفته زمین خواهد خورد
قدِ پاهای خودت کفش به پا کن گلِ من
فکر همزیستی با من بیگانه نباش
جا برای خود من باز نکرد آغُلِ من
♫♫♫♫

علیرضا آذر و میلاد بابایی به نام اثر انگشت

♫♫♫♫
نره گاوی که در اندیشه نوشخوار خود است
پای بشقاب هزاران زنِ هندو خوابید
گاو کف کرده و خرناس کشِ قصه شدم
تا دهان و شکمی هست مرا دریابید
شقه هایم سرِ میخ است به آتش بکشید
زیر خاکستر این شعر کبابش بکنید
این بتی را که به دستان خودم ساختم
مفصل از هم به درآرید و خرابش بکنید
زیر خاکستر این شعر کبابم بکنید
♫♫♫♫
مابقی را بگذارید که سگ ها ببرند
مردهایی که به دل حسرت دختر دارند
شاخ ها را بفروشند و عروسک بخرند
نره گاوی که منم پای خودم مسلخِ من
گوشه لیزِ همین ذهن زمین خواهم خورد
ترسم این است اگر جبر به مردن باشد
مرگ بی حوصله مرا از یاد خواهد برد
ترسم این بود همان بر سرِ شعرم آمد
سینه کوه و تنِ باغ خیابان شده بود
کوه و حیوان و درختان همه خاموش شدند
وقتِ سوسو زدنِ حضرت انسان شده بود
♫♫♫♫
قدسیان بر سر هم صحبتی ام چانه زدند
بوسه بر قامت این نوبر بیگانه زدند
ریسه از تاک کشیدند و به کاشانه زدند
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
گم شدم پرت شدم تار تنیدم به سکوت
تشنه کف کرده و تف دیده در عمق برهوت
ناگهان زد به سرم دست رسانم به قنوت
ساکنان حرم صدر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند
♫♫♫♫
من بد آورده دنیای پر از بیم و امید
نامه دادم نخوری سیب ولی دیر رسید
سیب ممنوعه به چنگ آمد و دستانت چید
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند
♫♫♫♫

دکلمه علیرضا آذر و میلاد بابایی به نام اثر انگشت

♫♫♫♫
وقت لب بستن خود هم همه را عذر بنه
سگ که با گرگ بجوشد رمه را عذر بنه
حق و ناحق شدن محکمه را عذر بنه
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
آخ اگر زودتر از من به زمین می افتاد
برگ همزاد من او بود که در مسلخ باد
دست بردم که نجاتش بدهم دست نداد
شکر آنرا که میان من و او صلح افتاد
حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
♫♫♫♫

متن دکلمه علیرضا آذر و میلاد بابایی به نام اثر انگشت

♫♫♫♫
گرچه خوب است که باشعله بپیوند شمع
بی حضور نفس نور نمی گندد شمع
پای دل را به دلی سوخته می بندد شمع
آتش آن نیست که از شعله آن خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
من سوالم پر پرسیدن و بی هیچ جواب
مرده شور شب و روز و من این حالِ خراب
دل به دریاچه حافظ زدم از ترس سراب
کَس چو حافظ نکشید از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
مثل من چشم به قلاب جهانت داری
ماهی کوچک گندیده دریای شور
مثل من منتظر تلخ ترین ثانیه ای
جغد ویرانه نشین بوف زمین خورده کور
گرچه دستان تو سیب از وسط خاطره چید
گرچه از خونِ خودم خوردی و فتحم کردی
شانه بر شاخ کشیدی و شکستم دادی
هر بلایی که خواستی سرم آوردی
گرچه داغم زده ای باز زنیت داری
پرچم عشق همین گوشه پیراهن تو است
من که آبستن دنیای پر از تشویشم
خوش به حال تو که آسودگی آبستن توست

دکلمه علیرضا آذر و میلاد بابایی به نام اثر انگشت

دکلمه علیرضا آذر و میلاد بابایی به نام اثر انگشت

دانلود آهنگ با کیفیت 320 دانلود آهنگ با کیفیت 128
کد پخش آنلاین این آهنگ برای وبلاگ و سایت شما
2,489 views مشاهده

دستبند چرم طرح خدا با من است

دستبند چرم طرح خدا با من است

دستبند چرم طرح خدا با من است ، چرم فوق العاده با کیفیت و منعطف درجه یک ، هماهنگی با لباس های مجلسی و اسپرت، در دو رنگ مشکی و قهوه ای و نماد طلایی خدا با من است، بهترین هدیه برای آنکه دوست می دارید
برچسب ها

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.